چشم بلبل دائما سوي گل است
گل پرستي خصلت هر بلبل است
بلبلي در باغ سبز «انقلاب»
ميدهد احساس گل را پيچ و تاب
«فجر»آمد سبزه با گل يار شد
از نيايش، باغ بلبل زار شد
فصل داغ دشت و كوه و راغهاست
«فجر» گل در آسمان باغ هاست
با شقايق ميشود شبنم شروع
آفتاب از پشت گل كرده طلوع
محو گل - چشم تماشايي ماست
اشك ما مسئول زيبايي ماست
ذوق لاله - شوق شبنم داشتيم
باغ «بهمن» را بنفشه كاشتيم
مي سرايد فاخته در بوستان
پاي گل خالي است جاي باغبان
آيت عشق است بر صاحب تمييز
فصلهاي «سي و دو فجر» عزيز
در بهار ماه «بهمن» گل شكفت
بر تمام شاخهها بلبل شكفت
سوي گردون تيرهاي آه رفت
مژده رحمت رسيد و «شاه» رفت
در ستم سوزي اين هابيليان
شد زبالهدان پر از قابيليان
«مرد» آمد با سمندي «فجر» پوي
با زباني از «عدالت» شرح گوي
آنچه از «فقه كليني» مانده است
يادگاري از «خميني» مانده است
تهنيت بادا طلوع آينه
بر«امام» ما «علي خامنه»
«سيد» والاتبار عصر عشق
عارف فتح القلوب نصر عشق
از خدا بر مردم ايران سلام
امت آيينهاي دارد «امام»
عاشق «رهبر»، «امام» و «عترت» است
امت عاشق به عالم نعمت است
مايه فخر است بر صاحب تمييز
نعمت اين «مردم» خوب و عزيز
لالهها را آبياري ميكنيم
«دين» خود را پاسداري ميكنيم
شرع ما مشروع شد مشروط نيست
دين ما با كفر و كين مخلوط نيست
دين ما آماج خيل حارب است
«انقلاب» از ماست «حفظ »ش واجب است
آينه را از زمين برداشتيم
«ماه بهمن» ما همه گل كاشتيم